تبلیغات
آزادلــو
X
امروز:
آمار سایت
آرشیو موضوعات

صفحات دیگر

نظرسنجی
  • فعالیت پایگاه خبری آزادلو در این یک سال را چگونه ارزیابی می کنید؟

  • پیوندهای خبری مربوط به مغان
    پیوندهای مفید
    نویسندگان

    سایت آزادلو نخستین پایگاه خبری تحلیلی شهرستان مغان (گرمی) میباشد.

    این سایت در سامانه پایگاه های اینترنتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شده است.

    نشریه الکترونیکی آزادلو برای انعکاس اخبار شمالغرب کشور و منطقه مغان شکل یافته است.

    این سایت پیرو قوانین جمهوری اسلامی بوده و وابسته به هیچ حزب سیاسی نمیباشد.

    Email : azadlo.mughan@yahoo.com

    نوروز ، برای بسیاری از مردم ایران زمین مفهوم دل نشینی دارد. مفهومی که سرشار از شادی و سرور و گذراندن بهترین لحظات زندگی را شامل میشود. كودك كه بودیم در طول سال با ورق زدن تقویم، مناسبت ها را رصد می كردیم و از چندین روز قبل برای فرا رسیدن آن ها با شور و شوق وصف ناپذیری لحظه ها را می شمردیم. با گذشت چندین سال از آن دوران هنوز نیز خاطره های شیرین و فراموش نشدنی از شنیدن قصه های مادر بزرگ در شب یلدا، پریدن از روی آتش در چهارشنبه سوری و چیدن سفره هفت سین و شروع دید و بازدید ها در عید باستانی نوروز را در ذهن خویش داریم.داستان زیر ، داستان یک خانواده در شهرستان گرمی می باشد که کم کم خود را برای نوروز آماده می کنند.

    پسر کوچک خانه در پوست خود نمی گنجد که بعد از 6 ماه دوری از تعطیلات تابستان چند روزی تعطیلات همراه با خوشی و شادی را تجربه می کند. البته در میان این خوشحالی کمک به مادر جهت تمیز کردن خانه یک مشکل اساسی برای این بچه درس خوان به حساب می آید که با انواع راه حل ها از انجام این کارها شانه خالی می کند. به فکر ترقه و ... است تا چهارشنبه آخر سال را با نهایت خوشی به پایان برساند. پول کم دارد و میخواهد از پدر پول بگیرد.

    پسر بزرگ خانه در ظاهر کمی خندان و در باطن بسیار خندان است که نوروز در راه است. خوشحال از اینکه بار دیگر دیدار اقوام و آشنایان و دوستان و گذراندن لحظات خوش زندگی را هرچند اندک تجربه خواهد کرد. چند وقتی است تلاش می کند که پول خرید لباس را خودش تهیه کند اما هرچه پس انداز کرده بود خرج کرده است و چشمهایش منتظر جیب پر از خالی پدر...

    دختر خانه کم و بیش به مادر خود در تمیزکاری خانه کمک می کند. در فکر خود انواع لباس ها و کفش های جدید را سپری می کند. خجالت می کشد خودش از پدر پول بخواهد ، به مادرش میگوید تا از پدر برای تهیه لباس پول بگیرد.

    مادر خانه از ماه ها پیش منتظر رسیدن نوروز است تا خانه تکانی درست و حسابی انجام دهد. احوال پرسی از اقوام ، کمک به بچه های خانه جهت تهیه لباس نو ، کمک به همسر جهت تهیه لوازم ضروری نوروز از برنامه های مادر هنگام رسیدن نوروز است.

    پدربزرگ و مادربزرگ خوشحال از اینکه بچه ها و نوه هایش بار دیگر دور هم جمع می شوند و خوشی سرتاپای خانه را فرا می گیرد. تدارک دیدن غذا و تنقلات کافی از چند هفته پیش از نوروز در خانه پدربزرگ نشان از این دارد که این مرد دنیا دیده همانند کودکی پاک و معصوم برای رسیدن نوروز ثانیه شماری می کند.

    پدر در میان این همه خوشحالی ، نگران است. چند ماه قبل از نوروز فکر هزینه عید و مهمانی ، شب و روز راحتش نمی گذارد. در ماه آخر سال هرکار از دستش بر می آید ، انجام می دهد تا بلکه چندرقاز اضافه پول دربیاورد. بچه هایش لباس می خواهند  و پدر  نمی خواهد پیش آنها شرمنده شود. وقتی یاد گرانی و تورم می افتد تا مرز سکته قلبی پیش می رود. ته چشمانش را می نگری بغضی چندین ساله حلقه بسته است... چند سالی میشود که زمان عید شرایط خرید لباس برای خود را نداشته است. هر وقت در میانه های سال پول اضافه می شود ، برای خود لباس ارزان می خرید. لباس چنان ارزان قیمت می خرید که اهالی منزل هم نمیدانستند پدر خانه لباس تازه خریده است. هیچ کس به فکرش نیست ، گویی در خانه به این شلوغی تنهاست. خنده بر لب و بغض بر قلب عید های پیاپی سپری می کند.

    آری این چنین بود بوی دل نشین بهار...!!! 

    یادداشت / علی قاسمیان کردلر



    کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به سایت آزادلو میباشد. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

    مدیر سایت : علی قاسمیان -09378925816Site Template Design:mohsenmobashergermi@gmail.com